خداوند در قرآن ميفرمايد «به واسطه رحمت خدا تو نرم خو شدي و اگر تو تندخو و سخت دل بودي مردم از پيرامون تو پراكنده ميشدند» (آل عمران/159). در اين آيه خداوند اشاره ميكند كه اساس پيامبر، نرمدلي و مهرباني و رأفت دروني او است. انسانها بيش از منطق و استحكام و استدلال به محبت و مهرورزي واكنش نشان ميدهند و چنانكه جذب و مجذوب كسي شدند، به سخنان او گوش ميدهند و استدلال و منطق او را نيز ميپذيرند. از اينرو مهرورزي و محبت و نرمدل بودن، اساس و پايه عملي مربيان و مديران فرهنگي براي توسعه و ترويج فرهنگ اخلاقمحور خواهد بود.
نظام فرهنگي انسجام و وحدت خود را از اهداف خود به دست ميآورد. اهداف از نظام ارزشي و اخلاقي جامعه بر ميخيزد. ساختار نهادهاي اجتماعي از جمله آموزش و پرورش و نهادهاي پرورشي و فرهنگي در سطح جامعه به نوبه خود زمينه رشد بعضي ارزشها را فراهم ميكند و بازداري خاصي را در ارتباط با برخي ارزشها به وجود ميآورند. از اين رو بايد اهميت اين نهادها را در يك جامعه اخلاقگرا در انتقال ارزشها مدنظر قرار داد. سازمانهاي فرهنگي در مجموعه مديريت خود، مقررات خود، روابط انساني، نسبت فرد و گروهها با عناصر فيزيكي، فضاهاي كالبدي، ميتوانند به مردم نگرشهايي درباره ارزشهاي اخلاقي، ارتباطات اخلاقگرا، اخلاق تفكر و مجموعه اخلاق عملي، منتقل كنند.
اين بخش در مديريت فرهنگي، را بايد برنامههاي فرهنگي پنهان ناميد. مهمترين كاركرد برنامههاي فرهنگي پنهان براي تحقق جامعه اخلاقي، انتقال ارزشها است. در اين بين مهرورزي و محبت مديران، مجريان، دستاندركاران و غيره، عامل اساسي در برنامههاي پنهان در راه انتقال ارزشها محسوب ميشود. حال بايد از مديران فرهنگي پرسيد كه آنها چقدر با رفتار مبتني بر تفكر و مهرورزانه خود، عامل انتقال ارزشهاي اخلاقي به جامعه هستند؟
افراد جامعه چيزهايي را ميپذيرند و عقلاني ميشمارند كه پيش از آن، آن را پذيرفته باشند. محبت و مهرورزي عامل اساسي است كه مطابق آن نظامي از ارزشها و باورها به عنوان مرجع داوري و قضاوت انتخاب ميشوند و همانطور كه در قرآن در وصف پيامبر آمده، بيش از آنكه به جنبه عقلاني و استدلالي پيامبر توجه دهد، به جنبه نرمخويي و مهرورزي پيامبر اشاره ميكند. اين همان اشاره مهم ايشان است كه مگر دين چيزي به جز محبت است.
مدل جامعه اخلاقي
دين به منزله منبعي مهم در ارايه برنامههاي شهري اخلاقي و راههاي درست زيستن معرفي شده است. راهنمايي انسان به گفتار پاك و صراط حميد، گوياي آن است كه انسان براي دستيابي به زندگي سالم، در شهري اخلاقي نيازمند دانايي و راه درست است.
جامعه اخلاقگرا براي پيمودن شيوه و سبك زندگي سالم، نيازمند الگو و مدل مناسب است. اين الگو و مدل در قرآن كريم، پيامبر اكرم(ص) است. رسول خدا انساني مثل ساير انسانها است با اين تفاوت كه محل وحي الهي است و به همين سبب ارتباطي با منبع وحي ميتواند الگوي عمل و گفتار وحياني براي يك جامعه اخلاقي قرار بگيرد. جامعه از طريق پيمودن مسير و پيروي از رسول خدا(ص)، ميتواند راه نجات را بپيمايد و به سعادت دست يابد.
پيامبر اكرم از سوي خدا با بهترين منزلتهاي اخلاقي معرفي شده است. پيامبر اكرم(ص) خود را به عنوان رسول و سفير الهي مأمور به تعليم انسان و ساختن يك جامعه اخلاقي ميداند. ايشان علاوه بر مأموريت تربيت انسان و جامعه، وظيفه مهم تحول بخشيدن و تقدير رفتار و اخلاق مردم به سمت بهترين و بالاترين اعمال و اخلاقيات را برعهده دارد. از اين روز سيره رسول اكرم(ص)- قول و فعل او- منبع اصيلي براي معنا كردن، معرفي و عينيت بخشيدن به جامعه اخلاقي و شهري رو به تعالي است. تربيت افراد جامعه مهمترين مسأله دين است. مهمترين كار و كانونيترين رسالت پيامبر، آموزش و تربيت جامعه است. همانگونه كه ايشان ميفرمايند، كار پيامبري برطرف كردن نقص و كاستي وجود بشر و تماميت بخشيدن به كرامتهاي اخلاقي آدمي است. گستره اخلاق در اينجا همه وجود آدمي و همه اعمال- باورها، انگيزهها، نيات، حركات و ارزشها- را پوشش ميدهد. اعتقادات اعمال و ارزشهاي اخلاقي همه در چهارچوب اخلاق قرار ميگيرد. جوهره تربيت را انتقال همين اعتقادات و اخلاقيات تشكيل ميدهد. از اين منظر تربيت به شكلگيري اخلاق و دروني شدن ارزشها و شكلگيري نوعي الزام دروني دلالت ميكند. تن دادن به الزام دروني كه در فرد تعهد ويژهاي را به انجام امور به شكل خاصي و به طريق معيني ايجاد ميكند، چيزي بيش از كارآموزي، بيش از شناخت صرف امور واقع و چيزي بيش از يك مشغوليت است. در اسلام حكمت نظري در پرتو حكمت عملي معنا ميشود.
بر اين اساس اگر مباني و مقاصد شعار «شهر اخلاق» را در حوزه حكمت نظري جستجو كنيم، چارچوب عملي شهر اخلاق در حكمت عملي نهفته است و فرآيند اين دو با مدلي و الگويي كه اسلام معرفي ميكند، به ايجاد جامعهاي اخلاقي ميانجامد.
منبع : سایت شهر
+
نوشته شده در شنبه دهم آذر 1386ساعت 17:33 توسط روابط عمومی
|